....

وقتی حوصله خودتم نداری نمی تونی هیچ کاری رو درست انجام بدی . اصلا نمی تونی کاری انجام بدی . یه عالمه لباس نشسته رو دستت میمونه , یه عالمه کار نکرده و یه عالمه حرف نزده . این روزها اینجوریم . حتی دوست ندارم خودم رو تو آینه نگاه کنم . خیلی وقته چیزی ننوشتم و دلم میخواست کمی بهتر بشم و بعد بنویسم اما دیدم نه بابا حالا حالاها خوب شدنی نیستم . دیشب داشتم میخوابیدم و هزار جور فکر و خیال تو سرم بود که یهو دیدم این لوسی شیطون داره انگشت پامو گاز میگیره .  همه چی یادم رفت و کلی به بازی هاش خندیدم و به خودم گفتم خوبه لوسی هست که گاهی ما رو از این رخوت دربیاره . بشدت فضوله و اگه بخوام کاری تو آشپزخونه انجام بدم باید در آشپزخونه رو ببندم .

درسته  دردسر داره اما بنظرم واقعا میارزه که آدم یه حیوون تو خونه داشته باشه .

/ 14 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بهناز

سلام ویدا جون من وبلاگتونو دنبال میکنم.وب خوبی دارید.واقعا راست میگید منم حوصله هیچ جیزی را ندارم اصلا زندگی بی معنا شده کی باید از حلت خمودگی بیرون بیایم خدا میدونه.

مشاور کبک

سلام ویدا جان من سارا هستم . وبلاگ قشنگی داری من هم به تازگی وبلاگ زدم سر بزنی خوشحال میشم و اگر دوست داشتی منو لینک کن . من هم شما رو لینک میکنم . موفق باشی خانومی[گل]

مهاجر

سلام خانم من هم این رخوت را در خودم و همه کسانی که در این پروسه هستند مشاهده می کنم. مقایسه می کنم با 3 سال پیش می بینم انگار دیگر اصلا کسی وبلاگ آپ نمی کند! اما به زودی این ها به پایان خواهد رسید. غم مخورید

بهاره

وای گفتی .حال ما معلوم نیست کی خوب می شه گلم

کوچه ای بی انتها

حالا این لوسی چیه؟ حیوون خوبه اما وابستگی میاره شدید. ببین ویدا جان ورزش خیلی خوبه اینجور وقتها. بخاطر هورمونهایی که ترشح میکنه کمی از این حالت آدم رو درمیاره.

آسی

ویدا جونم خوبی در چه حالی همه چی خوبه؟[ناراحت]

ویدا

چه جالب منم اسمم ویداست ومنم این روزا حوصله ی انجام هیچ کاری رو ندارم[گریه]

bahareh

aval inke shachm azize delam dige behesh fekr nemikonam va dovom ke bebakhshid finglish neveshtam doktore .not bookamkhabe va man nemidunam che kooftish shode[گریه]

رها

دقیقاً ، ما هم به خاطر وجود پیشو بانو خوشحالیم . واقعاً گاهی وحود یه حیوون خونگی با نمک غم رو از دل آدم میبره . ولی ویدا جان این دورۀ برزخ رو همۀ مهاجرهای جهان به هر کشوری که میخوان برن میگذرونن به خصوص مسئلۀ کانادا که این روزها سخت گیریها هم بیشتر شده ، بیشتر هم روحیۀ آدم رو آزار میده . دیگه چاره ای جز صبوری هست ؟