دنباله ماجرا

سلام دوستان خوب و مهربونم . اومدم بگم حالم خوبه و کارهای مدیکالم رو انجام دادم و مدارک آپدیت رو هم دادم دست وکیل جون حالا اون کی مدارک رو فرستاده خدا عالمه متفکر

دوباره نقطه سر خط منتظر پاس ریکوئیست شدن . البته بنظرم تحمل این انتظار کمی راحت تره اما چه کنم که این قسمت از ماجرای مهاجرت مدل خاص خودش رو داره یعنی هم خوشحالی هم اضطراب داری نکنه این مرحله هم زیاد طول بکشه هم میخوای جمع کنی هم نمی دونی تا کی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟

بگذریم ما که تا اینجاش رو اومدیم بقیه اش رو هم میریم تا ببینیم اونور چه خبره و چه داستان هایی پیش رو داریم .

ته دلم اما روشنه میدونم که این داستان آخرش خوبه و اگه خدا بخواد مشکلی که قابل حل شدن نباشه پیش رو نخواهیم داشت چون زندگی که کلا بدون مشکل نخواهد بود چه اینحا چه اونجا . 

تصمیم گرفتیم اگه خدا بخواد و مشکل خاصی پش نیاد واسه زندگی بریم ونکوور . البته هر شهری تو کانادا مزایا و معایب خودش رو داره و هرکس با توجه به شرایط و هدفش از زندگی شهری رو انتخاب میکنه ما هم این تصمیم رو گرفتیم . باید رفت و دید و نظر داد اگه هم دیدیم اون چیزی نبود که ما تصور میکردیم یه شهر دیگه چشمک

خلاصه ما که تو مهاجرت ید طولایی پیدا کردیم از یه کشور به یه کشور دیگه شاید هم از یه شهر به یه شهر دیگه . والله خدا عالمه .

فعلا که دنبال کارهای باقیمانده هستیم از دندانپزشکی گرفته تا خریدهای لازم و ضروری واسه اونطرف .

دوباره میام و میگم دارم چه کارهایی انجام میدم و چقدرش مونده . شما رو به خدای مهربون میسپارم .

/ 12 نظر / 39 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهسا

سلام ایشالا به خوبی و خوشی بقیه مراحل رو هم طی می کنید ببخشید شما از عاطفه خانم که آدرس وبلاگش http://mohajercanada.persianblog.ir/ بود خبری ندارید؟ چند وقته وبلاکشون گویا حذف شده!

fariba

وبدا جان هر جا که باشی هر جا که بری برات آرزوی موفقیت می کنم. اگر چه فکر میکردم خواهرت تورنتو هست تو هم مباید اینجا و خوشحال بودم اما خب شانس یار ما نبود.[قلب]

سانا (شاد و سلامت)

ویدا جون تبریک میگم و امیدوارم زود ویزا حاضر بشه که اون لجظات نقطه عطف زندگی همه ماست. به منم سر بزنم این روزا از کانادا مینویسم. به امید خبرهای خوب زود زود زود [ماچ]

شایا

سلام ویدا جان. تبریک میگم بابت مدیکال. من یادمه که بعد از مدیکال خیلی زود پاس ریکوئست شدیم. امیدوارم که خیلی زود خبر سفرتون رو بدی. در ضمن اگر ونکوور کمکی خواستی حتما بهم خبر بده :)

فريار

ويدا جون اين پستت ويژه چسبيد به من. كي چه ميدونه به زودي مياي ميگي ما عازميم انشالله.

رها

ویدا جان پیداست سرت خیلی شلوغه . انشاالله همیشه از این سرشلوغیهای شادمان ، خیلی خوشحالم که داری میای ،اگر چه که میری اون سر کانادا و از ماها دوری ولی به هر حال توی یه کشوریم و شاید یه طوری ، یه روزی همو ببینیم . ولی بیا پست بذار که ببینیم چکار میکنی ، حال و روزت جطوره ، بابا دلمون تنگ میشه واست .

م س ا ف ر

[گل]

بهار

ويداي عزيز.سلام.من تازه نوشته هاتو خوندم،ما هم تقريبا با شما مديكالمون رو انجام داديم،دقيقا ميفهمم كه چه حسي داري'انتظار و انتظار،،،،،ًاميدوارم به انچه كه دلت ميخواد برسي.راستي من فكر ميكردم تا تير ماه سال اينده وقت داريم وأسه رفتن،و دخترم رو.ميفرستم مدرسه.يعني اشتباه ميكنم؟بعدشم شما نميدوني ويزا هارو بايدخودمون بريم بگيريم يا با پست مياد.؟

بهار

سلام ويدا جان..از اينكه ديدم پيامم رو خوندي و جواب دادي خوش حال شدم.براي تو و همه هموطنانم كه دارن مهاجرت ميكنن يا تازه رفتن آرزوي موقفيت ميكنم.ايشالا هيچ كي از كاري كه ميكنه پشيمون نشه.من كه فكر كنم وقتي ويزاي كزايي بياد خودمون بريم بگيريمش.آخه به كدوم آژانس ميشه اعتماد كرد؟