این روزها

سلام به دوستان عزیز خاموش و روشن خودم !!!!!!!!!!!

این روزها پشت سر هم میان و میرن و من جز رفتن به دندونپزشکی کار مثبت دیگه ای انجام نمیدم . همش منتظر ویزا هستم و همه چی رو موکول کردم به بعد از ویزا . چیکار کنم بیشتر از این از دستم برنمیاد . نمتونم هم منتظر باشم هم کارهای قبل از رفتن رو انجام بدم . دلم میخواد زودتر برم و بعد از اینهمه سال انتظار زندگی جدیدم رو شروع کنم . دلم میخواد رها بشم از انتظار . دلم میخواد بدون دغدغه زندگی کنم و دیگه منتظر چیزی نباشم . این روزها بیشتر از همیشه بین زمین و آسمونم . نمی دونم چرا حس آدمی رو دارم که نه میتونه بمونه و نه میتونه بره . این هم از عوارض صبوری در پروسه مهاجرته . پرونده نبات رو از مدرسه گرفتم و دیگه ثبت نامش نکردم دیگه نمی خوام کاری کنم که احساس اینجا بودن رو بهم القاء کنه . تمام لباس های بافتنی رو شستم و آماده بردن کردم . 

تصمیم گرفتم گربه ها رو به هر شکلی که شده با خودم ببرم دلم نمیاد اینجا بمونن و منتظر باشن تا من برگردم و بیام دنبالشون . اینکار رو نمی کنم و با خودم میبرمشون . دعا کنین که به مشکلی بر نخورم واسه بردنشون .

تا دیداری دیگر بدرود .

/ 15 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فريار

بالاخره ميريم ويدا جون.منم سرگردون اين انتظار شدم بدجوري.

بهاره

سلام دوستم بنویس کی می یای نکنه دیر بیای سرد شه نشه بریم فالوده خوری

مصي

تبريك ميگم ويدا جان بالاخره مديكال رو انجام دادين و ان شاللع تا قبل از شروع مدارس هم ويزاتون مياد به اميد خدا.

بهاره

چشم رو هم بذاری اومدی گلم . بعدش همه دور هم می شیم و تکلیف سن و سالمونو روشن می کنیم .من که تو جمعمون بالا تر از بیست و پنج کسی رو نمی شناسم.تو می شناسی؟[خنده]

مهری

انشالله که این روزها هم خیلی سریع میگذره و همه کارهاتون به خوبی انجام میشه ..موفق باشید

بهاره

ویدا جان...درود بر شما و همه دوستان همراه.. هر روز به وبلاگت سر میزنم و قبلش دعا میکنم که ویزاتون اومده باشه و خبرش رو نوشته باشی...شاید دلیلش اینه که مدیکالامون تقریبا همزمانه...و ممکنه بعد از شما مال ما هم بیاد. ای کاش بازم مینوشتی...گرچه میدونم چقدر کار واسه انجام دادن داری .اما قلم خوبی داری...امیدوارم دفعه دیگه که سر زدم به اینجا از حال و احوالاتت نوشته باشی..و بازم امیدوارم کارا خوب پیش بره.

آرزو

سلام من و همسرم و دختر کوچولوم هم منتظر ويزا هستيم . البته دي ماه سال پيش مديکالمون اومد. هنوز ويزا نيومده . ماهم عازم ونکوريم. اميدوارم موفق باشيد و اگر دوست داشتيد بيشتر با هم آشنا بشيم.

سانا (شاد و سلامت)

ویدا جون حتما گربه ها رو بیار من خیلی خیلی ناراحت و پشیمونم که نتونستم گربه ها مو بیارم خیلی خیلی غصه میخورم [نگران][گریه] ایشالا به سلامتی برسید اینجا و موفق باشید.

بهاره

سلام ویدا جون...خوبی ؟؟خیلی وقته ننوشتی....خواستم احوالی بپرسم ازت.همه چیز روبه راهه؟

بهاره

سلام مسافر عزیزم .نمی خوای بنویسی چطوری و در چه حالی. امیدوارم همه چی خوب پیش بره