خوب یا بد

مدتهاست فکرم مشغول این قضیه است که چرا آدمهایی که بدون هیچ ملاحظه ای به دیگران بدی میکنند و اصلا هم ناراحت نیستن که دل کسی رو شکوندن و یا اینکه حقی رو ضایع کردن یا اینکه خودخواهی رو به حد اعلا رسوندن , جملات خیلی شیک و درست و خوبی رو تو فیسبوک شون میذارن . یعنی تو با طرف رفت و آمد داری و از زیر و بم طرز تفکرش آگاهی و میدونی که نگاهش به زندگی چه جوریه . بعد که میری فیس میبینی به به نوشته مهربون باشید و عشق بورزید و یا اینکه دنیا دو روزه و حسادت نکنین و دل کسی رو نشکونید یا قضاوت نکنین و هزار تا جمله قشنگ دیگه که میدونی طرف به یک هزارمش هم عمل نمیکنه تعجب

مسئله من این نیست که چرا اینکارو میکنن بلکه اون چیزی که نمی فهمم اینه که اگه آدم با این جملات احساس نزدیکی میکنه و براش جالبه چرا یه بار هم که شده امتحانشون نمی کنه و چرا از کارهای زشتی که میکنه خجالت نمی کشه .

اصلا دو روئی رو نمی تونم درک کنم . خودم همیشه همونی هستم که همه میبینن . اگه از چیزی دلخور باشم میفهمن نگران باشم میفهمن مخالف باشم میفهمن و ...

خلاصه طرف مقابلم رو سردرگم نمی کنم چون خودم دوست ندارم تو زندگی نقش بازی کنم دوست ندارم ادای چیزی رو دربیارم که نیستم . اگه خوبم یا بدم همینم که هستم با تمام نقاط ضعفم .

/ 13 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
kate

akh gofty.....

فریبا(zane-shirazi,blogfa.com)

ویدا جان سلام راستش برای من هم همیشه این سوال پیش اومده چون به قول شما افرادی می شناسم که اعتقادی به این موارد ندارند اما به طرز افراطی این جملات را می گذارند واقعن چرا؟

بهی

منم تا قبل از اینکه برم سر کار اصلا برام جا نمی افتاد چقدر و چهجوری یه سری میتونن انقدر ظاهر و باطنشون باهم فرق کنه!!ولی توی کارم دیدم نــــــــــــــه اصلا کسایی دارن پیشرفت میکنن که اینجورین..[کلافه]

فریار

ویدا جون این شب یلدایی یه چیزی بنویس دلمون خوش باشه. دوستت دارم دوست من

افشین

سلام روزی بود من وقتی با ادمای دورو برخورد داشتم دوروییشون رو حضم نمیکردم و سعی میکردم که یه بهانه برای اینکارش پیش خودم پیدا کنم که از دستش ناراحت نشم مثلا شاید طرف منظورش این بود فلان میخواسته و ... اما یه جایی برخوردم به یه نفر که این سادگی منو دید بهم گفت پسر اینقد ساده نباش اعتماد نکن به کسی همه مث خودت نیستن که باهاشون یه رنگی باید تو جامعه گرگ باشی تا نخورنت بعد از اون قضیه یه دورنگی بسیار واضح از یه نفر دیدم و وقتی که یادم به حرفای دوستم اومد گفتم راست میگه نباید یکرنگی طی کرد دورنگ بازی در نیاوردم تا حالا تو زندگیم اما دیگه به کسی اعتماد ندارم به هر چیزیو اتفاقی همیشه با شک و تردید نگاه کردم اما هیچ وقت دلیل دورنگی بعضی ها رو درک نکردم که نکردم ممنون از پست جالبتون[گل]

مهری

من هم خیلی یکرنگ هستم ولی همیشه چوبشو خوردم .. نمیتونم الکی فیلم بازی کنم .وقتی از چیزی ناراحت باشم به طرف میگم ( پیش خودم هم میگم اگه تو روش بگم بهتر از اینه که برم صد جای دیگه ازش بد بگم ) ولی معمولا طرف خیلی ناراحت میشه و من جواب عکس میگیرم

فریار

ویدا جون کجایی که مدیکال اشرف اووومد.الهی که قسمت تو بشه .

بهاره

قربونت دور دست همين دورو هاست امروزه روز

آسی

ویداااااااااااااااااااا جون کجایی:همه چیز خوبه؟

م س ا ف ر

سلام و درود هر گاه عزیزی ایرانی از سرزمینش کوچ می کند دلم بدرد میاد... به هم می ریزم... افسوس می خورم ... که باز فرزندی به اجبار سرزمینش را ترک کرد کاش اینجا "آبادانی امید و نشاط" موج می زد تا صف طولانی برای رفتن شکل نگیرد شرمنده ام ویدا بانو... -------------------------- گلی که در آخرین پستتان تقدیم کردم برای بدرقه تان بود ولی دلم نیامد این توضیح را تقدیم نکنم دعاگو خواهم ماند حق یارتان باد