بارون

الان چند روزه که بارون میاد . هوا بوی پاییز میده . حتما میگین که مگه پاییز هم بو داره ؟ از نظر من هر چیزی یه بویی داره واین برای خیلی ها عجیبه . بگذریم . من زیاد بارون رو دوست ندارم برعکس خیلی ها اما دوست دارم که شب بارون بباره و من وقتی میخوام بخوابم صدای بارون رو روی شیرونی بشنوم ولی روز نه . حالا فکر نکنین که من کجا زندگی میکنم که تو اول شهریور هوا رنگ پاییزی گرفته . نه بابا همین که بارون قطع بشه دوباره یه هوای گرم و شرجی وحشتناک خواهیم داشت . آخه اینجا رشته و هواش غیر قابل پیش بینی !!! دلم کمی گرفته . دوست داشتم الان تو یه جای آفتابی که سایه اش خنک باشه بودم . که هم از آفتاب لذت ببرم و هم از هوای خنکش . تکلیفم با زندگیم روشن باشه نه اینکه ندونی کی کجا باید باشی . که این هم از عوارض مهاجر در انتظار بودنه . زندگی خیلی از ما ها اینجوری شده که نمی دونیم چه برنامه ای باید برای خودمون داشته باشیم . دست به هر کاری که میخواهیم بزنیم میگیم ما که دیگه باید بریم ولی از رفتن هم خبری نیست . اینها هم میگذره و ما در سالهای آینده وقتی به مشکلات جدیدتری برمی خوریم با خودمون میگیم که مشکلات مهاجرت زیاد بزرگ نبودن !!!

آدمها اینجورین دیگه همیشه زمان حال برامون خیلی پررنگه . از پنجره نگاهی به بیرون می اندازم و مردم رو میبینم که تندتند زیر بارون راه میرن . حالا چه عجله ایه . میخواهیم به کجا برسیم بهتره زندگی یواش یواش جریان داشته باشه . تند بگذره که زودتر به مرگ نزدیک بشیم . گرچه از اون هم راه گریزی نیست و وقتی تصمیم بگیره بیاد هیچ چی جلودارش نیست . وای انگار این بارون خیلی رو من اثر گذاشته و فضای وبلاگمو دلگیر کرده .

تا بیشتر ازاین دلخورتون نکردم برم .

/ 30 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آنی

شما خیلی عزیزی... با اینکه وبلاگ دار شدی هنوز وقت میکنی به من سر بزنی و پیام بذاری..... ولی همه ی اینا دلیل نمیشه که من حس دلتنگی نسبت بهت نداشته باشم... نمیدونم تا حالا این حس رو داشتی یا نه... که یکی پیشته ولی بازم دلت براش تنگه...

فریار

چشم اومدم بهت سربزنم[بغل]

آنی

نمیفهمم چرا از خونه درنمیای؟ نکن اینجور!

لاله

عزیز دلم، ویدا جون خیلی دوست دارم. ممنون که همیشه بهم سر میزنی حتی اگه چیزی ننویسم [گل] راستی کی گفته فصل ها بو ندارن؟ برای من که هر فصلی بوی خودش رو داره [لبخند] بهار، پاییز، زمستون و تابستون. هر کدوم عطر خاص خودشون رو دارن. همه رو یه جور خاصی دوست دارم. چند روزه هوس کردم برم زیر یه بارون شدیییید، بدون چتر و خیس خیس بشم. دو روز پیش از همون بارونا که دلم خواست اومد ولی من وقت نداشتم برم زیر بارون [ناراحت]

ملیحه

ممنون ویدا جون از لطفت ان شالله خبرهای خوبی در مورد شما در راه باشه الان کجای کار هستی؟

آنی

خوب شد گفتی ... خوش بگذره.

لیلا

سلام عزیزم مرسی بابت دلگرمیهای شما. امیدوارم مسائل شما هم زودتر حل شه و به اهدافتون برسید

آرمین

سلام انشالله کار شما هم هر چه زود تر راه بیفته [گل] ما هم برای کانادا اقدام کردیم وبلاگ هم نوشتیم ( میدوونی کدومو میگم ) اگر مایل به تبادل لینک هستی پیام بده

صبا

چه جالب! به نظر منم هر چيزي يه بويي داره! حتي آدما...!

عاشق کوهستان

باسلام و عرض ادب[گل] دعا میکنم غرق بارون بشی چو بوی خوش یاس و ریحون بشی ...[گل][لبخند]