یادم بماند

چه شبی بود و چه فرخنده شبی آن شب دور که چون خواب خوش از دیده پرید. کودک قلب من این قصه شاد آن نغز از لبان تو شنید . زندگی رویا نیست زندگی زیبائی است .

می توان ازمیان فاصله ها را برداشت , دل من با دل تو , هردو بیزار ازاین فاصله هاست .

قصه شیرینی است , کودک چشم من از قصه تو  می خوابد , قصه نغز تو ازغصه تهی است , باز هم قصه بگو تا به آرامش دل ,  سر به دامان تو بگذارم و در خواب روم .

من چه میدانستم دل هر کس دل نیست , قلبها ز آهن و سنگ , قلبها بی خبر از عاطفه اند .

درمیان من و تو فاصله هاست , گاه می اندیشم می توانی تو به لبخندی این فاصله را برداری , تو توانائی بخشش داری , دستهای تو توانائی آن را دارد که مرا زندگانی بخشد . چشمهای تو به من آرامش می بخشد و تو چون مصرع شعری زیبا سطر برجسته ای از زندگی من هستی .

دفتر عمر مرا با وجود تو شکوهی دیگر , رونقی دیگر هست . می توانی تو به من زندگانی بخشی یا بگیری از من آنچه را می بخشی .

تو به اندازه تنهایی من خوشبختی , من به اندازه زیبایی تو غمگینم 

تو همه هستی من , تو همه زندگی من هستی

چه کسی باور کرد , جنگل جان مرا آتش عشق تو خاکستر کرد

من اگر سوی تو برمی گردم , دست من خالی نیست

کاروانهای محبت با خویش ارمغان آوردم .

/ 18 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهاجر

سلام ممنون از این متن زیباتون لذت بردم

روشنک

زندگی رویا نیست زندگی زیبائی است .

leila

سلام عزیزم متن زیبا و دلنشینی بود خیلی لذت بردم. این تکه متن از خودته عزیزم؟ امیدوارم همیشه سالم و سلامت باشی

فریار

عزیز مهربونم حتما سعی خودمو می کنم. خودم خیلی مشتاق دیدارتم.راستی شما هم فدرالید و 38 رشته ایی ؟ مقصد تورنتوست یا جای دیگه.

فریبا

خراب میکند ایام هر بنایی را بجز بنای محبت که دائم آباد است. همیشه شاد و خوش باشی ویدا جان[قلب]

کوچه ای بی انتها

یاد اون شعره افتادم: تو به من خندیدی و نمیدانستی من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم.....

مهری

من هم بی اختیار یاد شعر "تو به من خندیدی و نمیدانستی من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدم..... " افتادم .... خیلی زیبا بود . مرسی

ندا

سلام عزیزم راستی این نویسنده ی کوچولو آب کرده حتما منتظرتم

آسی

ویدا جونم سلام امیدوارم که سالی پر از برکت و سلامت و شادی براتون خواستارم یه سال موفق و بی دغدغه با خبرهای خوش داشته باشی.